ابراهيم عاملي ( موثق )
505
تفسير عاملي ( فارسي )
مكن . سخن ما : 1 - در آيت اوّل و دوّم جمله هاى « لِيُنْذِرَ و يُبَشِّرَ و ينذر » آشكارا اعلام مىكند كه قرآن يك كتاب تربيتى بشرى است نظير « هُدىً لِلْمُتَّقِينَ » كه در اوّل سوره ى بقره است . 2 - در آيت ششم جمله ى « فَلَعَلَّكَ باخِعٌ » تا آخر يادآورى پيغمبر ( ص ) است و راهنمائى ديگران كه مرد آموزش و پرورش نبايد در كار خود تنگدل باشد و افسوس خورد و خود را بشكنجه دارد كه چرا سخنش را نمىپذيرند و به راه او نميروند . و دو آيت هفت و هشت بجاى استدلال بر اين تذكر است و دلدارى پيغمبر ( ص ) و رهبران امّتش كه ساختمان آدمى فراهم است از خواسته هاى زندگى كه در اختيار او گذارده شده است و آفريده هاى روى زمين شايسته ى آرايش و بهره مندى او است و پيوسته گرفتار آنها است ، پس نبايد از همه ى مردم چشم نيك رفتارى داشت و ايمان و كار شايان آدمگرى بلكه هر كس در برابر خواسته هاى خود سر سپرده نشد و نيكوكارى پيشه كرد قابل هدايت خواهد بود و سخن تو خواهد پذيرفت . 3 - جمله ى « لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ » شايد لام اوّل جمله « لام » نتيجه باشد و مقصود از « نبلوهم » آزمايش نباشد بلكه نتيجه ى آزمايش باشد كه نمودارى كار خوب يا بد است و مقصود همين باشد كه نوشتيم : اين آرايشهاى مادى براى اين است كه آدمى از آن بهره برد و در آزمايش و گرفتارى به آنها خود را خلاص كند و نيكوكار شود و فرمانبرى خدا و رسول كند . 4 - در آيت 9 « أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ تا آخر » فريد و جدى در دائرة المعارف دنباله ى كلمه ى ( كهف ) گفته است : اين آيات با روشنى سرگذشت اصحاب كهف را ياد كرده است كه هيچ تأويل پذير نيست و از قدرت حقّ دور نيست و اگر دريافتن و پذيرفتن آن بر ما دشوار باشد بايستى باميد آينده باشيم كه چگونگى آن را براى ما نمودار كند . مانند دگر چيزها كه نميدانستيم و علم و هنر آدمى آن را روشن كرد .